تبلیغات
بچه های پزشکی 88 خرم آباد - وبلاگ....

ما اولین نیستیم اما بی حالترینیم ! (واقعیتش کلا حال ندارن بچه ها...) !!ا




نویسنده :fereshteh
تاریخ:سه شنبه 22 تیر 1389-12:30 بعد از ظهر

وبلاگ....

وبلاگ...همان وبلاگی که بر سردر آن نوشته اند"ما اولین نیستیم اما باحالترینیم"...جمله ای که ترم اول به درستی در مورد ما صدق می کرد و به حقیقت می شد معنی آن را درک کرد ...منظورم از اولین نبودن نیست از باحالترین بودن است...همان وبلاگی که نوروز 89 تعداد cmهایش به بیش از 50تا می رسید و هر روز همه به آن سر میزدند؛هر چند دیدن اسم خیلی ها چشم بصیرت می خواست و شاید لازم بود در لابلای عنوانهای مختلف اسمشان را یافت اما هر چه بود قابل فهم بود...

و اکنون تابستان 89:اوه که چه تنهایی شلوغی!چه سکوت پر دردسری!چه آمد و شدهایی که می شود فهمید اما نمی شود دید!آدم هایش ناآشنا نیستند؛همان 30 نفری هستند که قریب به 9 ماه با آنها زیسته ایم و حال در سرازیری کاهش قرار گرفته اند...!<کاش نصیب ما هم بشود.... گریز از کویر وحشت!>

نمی دانم نبودن همراه با بودن چه دلیل و معنایی می تواند داشته باشد:اعتراض؟!دلسردی؟!بی حوصلگی؟!شاید هم پشیمانی...!

حکایت افراد کلاس ما هم شده حرف دکتر شریعتی:"آدم هایی که وقتی حضور دارند بیشتر هستند تا وقتی که غایبند و وقتی که غایبند اصلا نیستند یا فقط وقتی هستند حضور دارند و وقتی که نیستند غایبند" و شاید در مورد بعضی ها :"وقتی حضور دارند هم نیستند..."

چرا مصداق این جمله ی دکتر شریعتی نباشیم :"آدم هایی که وقتی غایبند بیشتر هستند تا وقتی که حاضرند..."

کلاس ما <و به تبع آن وبلاگ>هم شده قصر پر تردد و باوقار بر دامنه ی غرور و دیگرشکنی نه خودشکنی!!!وبلاگ ساکت پرهیاهویی که از شدت هیاهو می تواند به وجد آید اما شدت بی اعتمادی و غرورش امروز غالب شده و آن را در هم می شکند...






 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.